تبليغاتX
ویژن

ویژن

تجارت الکترونیک

HOME
 
HEADLINE
In-Voice – Connecting the World
 
 
NEWS
Dato’ Vijay invited by the Indian government to speak at Pravasi Bharatiya Diwas

QuestNet gives you more gift choices for this festive season!

The-V opens office in Chennai
 
 
CHECK IT OUT
Guaranteed Check-in at Jimbaran Hills Resort for the Xmas Period!
 
 
IMPORTANT UPDATES
Indonesian Office Announcement
 

Million Dollar Bonanza 2008




a Qi-Ltd company
Issue No. 90
Date Issued: December 14, 2007
 
In-Voice – Connecting the World

Our hardworking staff at In-Voice have already overseen a great many changes within their organisational structure this year some of which will bear fruit over the coming year in 2008. These changes will allow QuestNet to continue to provide better products and services for you our valued customers.

One of the programmes initiated has seen our team travel far and wide to assist in spreading their ‘word’ by bringing training sessions to our customers and networks worldwide, specifically to Brazil and the Latin American market and to Africa in Niamey the Republic of Niger.

In-Voice trainer – Dennis Aguila made the incredible journey from Hong Kong to Rio De Janeiro in order to touch base with this new market and provide more intimate training sessions with the network directly.

 
Dennis Aguila travelled to Brazil (9 - 16 November 2007) and made multiple In-Voice presentations to captive audiences. In-Voice product looks poised to make a big impact on the Latin American market.

The big presentation took place on 11 November, and it took the format of an official QuestNet presentation by our local network leaders in which In-Voice was the major discussion topic. Dennis Aguila was invited to present In-Voice products to the eager and enraptured audience with over one hundred attendees. 



Pictured (above centre) is Bikramjit Singh, one of the AVP pioneers, with a local African Leader at one of the specially arranged training sessions 

Roy Buning, In-Voice - Techical Support Supervisor, was invited by our local network leaders in Niamey the capital of the Republic of Niger as one of the speakers at a prominent Information Communication Technologies conference.


Don't miss out on the great new In-Voice product now available in the virtual office redemption store: In-Voice Callback plus Softphone & Pirelli In-Voice Mobile (with account)

Log into the virtual office and click the redeem tab and then click the Telecoms tab to view these two fantastic offers available for cycle redemption. 



In-Voice Callback plus Softphone
 
Pirelli In-Voice Mobile (with account)
 
Copyright © 2007 QNN Weekly. All rights reserved.
ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در جمعه 10 خرداد1387

لينك مطلب

بازاریابی چندسطحی بیش از هشتاد سال سابقه دارد. از قدیمی‌ترین موارد این نوع بازاریابی در روسیهٔ تزاری توسط یک دوچرخه‌فروش انجام شده است. این ماجرا را یاکوو ایسیدوروویچ پرلمان، ریاضی‌دان روس که از اوایل قرن بیستم تا اواخر جنگ جهانی دوم زندگی می‌کرده است در کتاب «ریاضیات زنده»، در بخشی با عنوان «دوچرخه‌های ارزان» نقل کرده است.

در این روش خریداران نقش بازاریاب را بازی می‌کنند و برای رسیدن به پورسانت می‌بایست، به جای بازاریابان حرفه‌ای، به دنبال مشتری بگردند. با این کار هزینه بازاریابی و تبلیغ برای شرکت کاهش پیدا می‌کند ولی در عوض این هزینه در بین تعداد زیادی بازاریاب غیرحرفه‌ای تقسیم می‌شود.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] نتورک مارکتینگ در ایران

با توجه به اينكه بخشي از ديدگاهِ جامعه در موردِ نتورک مارکتینگ، ناشي از اتفاقاتي است كه طيِ سال‌هاي گذشته در ايران افتاده است، شرح مختصري از تاريخچه¬ی نتوركِ ايران، جذاب و همچنين ضروري به نظر مي‌رسد. نتورک مارکتینگ، از سالِ 1379 در ايران، با حضورِ چند شركت، شروع به كار كرد و در آن سال (2000 ميلادي) نتورک مارکتینگ، يك صنعتِ كاملاً شناخته شده در دنيا بوده است؛ اما با اين حال، در ايران هيچ اطلاعي راجع به آن وجود نداشت. كمتر بودند افرادي كه در آن زمان، اين روال را به صورتِ يك حرفه ببينند و تقريباً همه، آن را به چشمِ يك طرحِ زود پولدار شدن مي‌ديدند. به همين دليل رشد فزاينده‌اي در شروع داشت و مردم با اين هدف كه پولِ نه چندان زيادي سرمايه‌گذاري مي‌كنند و چندين برابر برداشت مي‌كنند، وارد اين جريان شدند. با نگاهِ امروز، آن تصور، تصور مضحكي به نظر مي‌رسد؛ اما واقعا مردم چنين ذهنيتي داشتند. كم‌كم تعدادي از افراد به اين نتيجه رسيدند، كه اين یک طرحِ زود پولدار شدن، نيست و چيزي فراتر از آن است. به همين خاطر، شروع به تحقيق و بررسي و ارتباط با شركت‌ها كردند و از آن زمان فاكتوري به نام آموزش مطرح شد و كم‌كم آشنايي مردم با روال نتورک مارکتینگ شروع شد. طبيعي بود كه برخي از مردم همچنان به شيوه¬های قبل و وعده و وعيدهاي خاص ادامه مي‌دادند. آن زمان، نقطه¬ی عطفي در نتوركِ ايران بود؛ اما به تنهايي كافي نبود. چرا كه برخي از آموزش‌هاي نتورك مارکتینگ، كه شاملِ جزوه‌ها، CDها، مقالات و بسته‌هاي آموزشي بود، به دستِ مردم رسيد؛ اما يكي از مهمترين بخش‌هاي آموزش در این صنعت، كه شاملِ سمينارها، جلسات بزرگ و كوچكِ آموزشی، كارگاه‌هاي عمليِ بزرگ، دوره‌هاي آموزشيِ ويژه و اين قبيل موارد بود، كه باعثِ جا افتادن مفهوم نتورك مارکتینگ در بين اعضا و در نتيجه درست كار كردنِ اكثريت اعضا بود، وجود نداشت. با توجه به اتفاقاتي كه در شروعِ كارِ نتورك در ايران افتاد، مسوولين كشور شروع به مخالفت كردند و به جاي كنار آمدن و جهت دادن به اين پديده، مجبور به پاك كردنِ صورت مساله و نفي همه چيز شدند. البته اين موضوع در اكثرِ كشورهايي كه با اين پديده روبرو شدند نیز، اتفاق افتاد. (نگاه کنید به مخالفت FTC با شرکت Amway آمریکا - در بخش تاریخچه نتورک مارکتینگ) اما متاسفانه در كشورِ ايران، این روند كمي طولاني شد. بنابراين، جاي اين جلسات و مراسم‌ها كه بايستي از طرف شركت‌ها و افرادِ با تجربه¬ی اين صنعت، در هر كشوري برگزار شود، در ايران خالي بود. بسیاری از افراد بدونِ ارتباط چندانی با کمپانی و رهبرانِ فکری آن، فعالیت می¬کردند و این باعثِ شکل گیریِ بعضی از استراتژی های نادرست شد - مانندِ بازنشستگیِ زود هنگام - که در آن دوره، نتورک ایران را آسیب پذیر ساخت. از طرفِ ديگر، جلوگيري از ورود محصولات به كشور، به صورت رسمي، مهمترين بخشِ اين تجارت را كه فروش محصولات بود، ناقص كرد. همچنین سوء استفاده¬ی برخي از افراد كه در اين تجارت مشغول به فعاليت بودند، منجر به بروز مسايلی در ايران شد. سه فاكتور ذكر شده در بالا و همچنين ناشناخته بودنِ اين صنعت، از موارد مهمي هستند كه باعث ضربه خوردنِ اين تجارتِ بي‌نظير در ايران شدند. با ظهور نسلِ جدیدِ نتورکر های ایران و همبستگی بین تیم¬هایی که با نظارتِ کمپانی QI و بخصوص لیدرهای بزرگ "The V" فعالیت می¬کنند و تدوینِ منشورِ فرهنگِ کار کردنِ صحیح، در نتورک مارکتینگ، همچنین طراحیِ سیستمِ کسب و کار، مطابق با استانداردهای جهانیِ نتورک مارکتینگ (همگام با خود کمپانی)، روند رو به رشدي به جریان افتاد؛ كه به كمكِ همه، بخصوص افرادي كه اين حرفه را "انتخاب" كرده¬اند، فرهنگ واقعی و زیباتر نتورک مارکتینگ را (به گفته¬ی داتو ویجی اسواران) از دروازه ایران به دنیا نشان می¬دهیم.

چرا با گلدکوئست مخالفت میشود۱- دلایل فرهنگی و اجتماعی 2- وحشت از محبوبیت یک شرکت خارجی در کشور 3- ترس ز جذب سرمایه های کوچک مردم توسط این شرکت 4- وحشت از تایید تکنولوژی و روشهای تجارت نوین و میل به در جا زدن در تفکر سنتی 5- ترس از به خطر افتادن منافع شخصی 6- عدم مالکیت و کنترل بر این شرکت توسط افراد خودی حال به توضیح هر کدام از این دلایل میپردازیم: 1. دلایل فرهنگی و اجتماعی: الف- گلدکوئست و همبستگی و مشترک المنافع بودن افراد: فرهنگی که گلدکوئست درجامعه ایجاد میکند، فرهنگ فداکاری و کمک به همدیگر است، چیزی که سالهاست از فرهنگ ما رخت بر بسته است، فرهنگ آزادی و لذت در کمک به دیگران تا آنها به سود برسند. اگر چه این فرهنگ در جوامع پیشرفته باعث رشد و شکوفایی میشود و دولتها از این نوع طرز فکر حمایت میکنند امّا در کشورهای عقب مانده با طرز فکر قرون وسطایی این فرهنگ تهدیدی برای دولتها به حساب میآید و همواره سعی میشود از هر نوع تشریک مساعی در جامعه به جز در مواردی که به نفع آنها باشد، جلوگیری کنند. ب- گلدکوئست و هدف کمیّت یافته: افراد در آموزشهای این کمپانی یاد میگیرند که چطور باید هدف تعیین کنند. آنها یاد میگیرند که اهداف خود را بنویسند و همواره به آنها فکر کنند. این روش نیروی مرموزی درافراد به وجود می آورد که دانشمندان به آن هدف کمیّت یافته میگویند و در نتیجه اجرای درست هدف گذاری، شخص به رسیدن به هدف متعهد شده و حاضر است هر بهایی را برای رسیدن به آن بپردازد، بیشتر دولتها در کشورهای عقب مانده از این نوع طرز تفکر و آموزش، از ترس اینکه اینگونه اهداف به غیر از اهداف مالی و در زمینه های دیگر رشد کند وحشت دارند. ج- گلدکوئست و فرهنگ برگزاری جلسات کاری: فرهنگ استفاده از منازل یکدیگر برای جلسات آموزشی و... در تجارت منحصر به فرد بوده و نتایج مفید بیشماری دارد. باعث نزدیکی و همدلی افراد شده و آنها یاد میگیرند که چطور نظرات درست را به راحتی قبول کنند و ذهنیت غلط خود را در مواردی تغییر دهند و همچنین جلسات fun که علاوه بر لذت بخش بودن باعث نزدیکی افراد جامعه، به دور از تفاوتهای شغلی، طبقاتی و نژادی میشود و باز هم در کشورهای جهان.........(درجای خالی کلمه مناسب بگزارید) باعث نگرانی دولتها میشود. د- گلدکوئست و شکستن فاصله های طبقاتی: گلدکوئست باعث شده است که فواصل طبقاتی که گمان نمیرفت در چندین نسل هم از میان برداشته شود و قرار بود گروهی همواره آقا و آقازاده باقی بمانند و از تمام نعمتهای موجود در کشور استفاده کنند، سفرهای خارجی بروند، در هرجای دنیا که بخواهند ویلا بخرند و فرزندانشان معنی کلمه ندارم و نیست را ندانند و گروهي هم در سطوح پایین جامعه همواره فلاکت بکشند و برای رفاه گروه اول جان بکنند، بتدریج کمتر شود. حالا نخبگان و جوانان جذب این کار میشوند چون میدانند به دور از صفهای طولانی استخدام و به دور از پارتی بازی و حق خوری و پایمال شدن شرافت انسانی، میتوان کار کرد و پول درآورد و ضمنا دوستان را هم به سود رساند. این کار باعث شده است که حتی آنهایی که شغل دارند نیز جذب این کار شوند چون اگر هفتاد سال هم درکار خود جان بکنند هرگز نمیتوان حتی رفاه نسبی را برای خانواده خود فراهم کنند پس بیکار، کارمند، کارگر، مهندس، پزشک وارد این کار میشود چون دوست دارند زندگی بهتری داشته باشند و باز هم در کشورهای بدبخت و بیچاره این به مذاق دولتها خوش نمیآید. مگر کسانی که وارد گلدکوئست میشوند چه میخواهند، بیشتر از یک زندگی، که در آن استرس و فشار وجود نداشته باشد؟ البته خوب میدانم که در کشور ما این انتظار زیادی است!!! 2. وحشت از محبوبیت یک شرکت خارجی در کشور: بر طبق تفکر سنتی هر شرکت خارجی که قصد دارد در کشور ما فعالیت کند، حتما نظر سوئی دارد وآمده تا منابع ما را غارت کند. این تفکر سنتی را که مدافع آن روزنامه معروف (از اون لحاظ) کیهان است را بارها و بارها در موارد متعدد دیده ایم از جمله رد قانون مشارکت سرمایه گذار خارجی که توسط مجلس قبلی مطرح و در شورای نگهبان به شدت رد شد. بر طبق این نظریه اگر شرکت خارجی است، پس حتما بد هم هست، همین و احتیاج به تحقیق ندارد. اول حکم را صادر و سپس توجیهش میکنیم. چرا باید از یک شرکت خارجی که در 124 کشور دنیا فعالیت میکند و با سازمانها، شرکتها و بانکهای معتبر دنیا قرارداد دارد و از سابقه خوبی هم برخوردار است، بترسیم و نسبت به آن اینهمه بدبین باشیم. این که دیگر استکبار جهانی نیست، تا مشت محکمی بر دهانش بکوبیم!!! 3. ترس از جذب سرمایه های کوچک مردم توسط این شرکت: گر چه سهم خرید مردم از گلدکوئست نسبت به سرمایه گذاری های(البته اگر بشود اسم آنها را سرمایه گذاری گذاشت) کلان کشور که مردم در آنها مشارکت کرده اند بسیار اندک است، امّا همین هم باعث نگرانی خیلی ها شده است از جمله کسانی که نماینده مجلس و وزیر بودند حالا کارخانه دارند و مدیرانی که سهام این کارخانه ها را هر روز افزایش میدهند، کسانی که مدیر بودند حالا بانک دارند و بانکی هایی که موسسه اعتباری و قرض الحسنه دارند و واسطه هایی که از این همه فرآیند کلی پول گیرشان میآید و آقازاده هایی که وامهای میلیاردی میگیرند و کسانی که نماینده بودند حالا برج میسازند و برجسازانی که نماینده شده اند و بانکهایی که با گذاشتن قرعه کشیها (لاتاری) که احتمال برنده شدن درآنها بنا به قانون احتمالات تقریبا صفر است، وزيراني كه اتومبيل بنز و بي ام و وارد ميكنند و نمايندگان مجلس كه قصد يك نت ورك ايراني راه بياندازند، سعی در جذب پول مردم دارند و وزارتخانه هایی که دست نیاز به طرف مردم دراز کرده اند تا پروژه های ناتمام و در حال ورشکستگی خود را به پایان برسانند و هزاران نفر دیگر که چشم به دست مردم دوخته اند که پس انداز اندکشان را از آنها بگیرند و با جمع آوری آنها به مصرف انبوه سازی و دیگر زمینه های پرسود برسانند. آمار جالبی که بانک مرکزی اعلام کرده بیان کننده این است که بیش از هشتاد درصد سرمایه بانکها از طریق سپرده های قرض الحسنه تامین میشود و بقیه موسسات اعتباری و قرض الحسنه هم به همین ترتیب پس نتیجه میتوان گرفت طبیعی است که این آقایان با گلدکوئست مخالفت کنند. غير از اين بود جاي تعجب بود. 4- وحشت از تایید تکنولوژی و روشهای تجارت نوین و میل به در جا زدن در تفکر سنتی: در کشور ما در طول سالهای گذشته همواره تفکری وجود داشته که از نوع هر نوآوری و تغییر چه در زمینه تجارت یا صنعت هموره گریزان بوده و سرسختانه با هر پدیده جدیدی مخالفت ورزیده است. میل به سکون و ارتجاع همیشه دراین کشور مانع پیشرفت و بالندگی جوانان شده است و در این راه از آوردن هر نوع توجیه و سنگ اندازی و درست کردن موانع هیچ گونه ابایی نداشته است. ترس از تغییر در کشور ما باعث شده است ما در تمام زمینه ها نفر آخر باشیم. در این جا با هر تجارت جدیدی، اول مخالفت میشود و سپس در پی توجیه مخالفت خود از هر وسیله ای ناجوانمردانه استفاده میکنند. دروغ میگویند و تجارت جدید و شرکت را کلاهبردار معرفی میکنند و انواع و اقسام به اصطلاح کارشناسها را میآورند تا بگویند گلدکوئست کلاهبردار است، غافل از اینکه گر چه خیلی ها تحت تاثیر این تبلیغات منفی قرار میگیرند ولی همه ... نیستند و بالاخره میفهمند که چطور ممکن است شرکتی که در بیش از 124 کشور دنیا و از جمله کشورهای پیشرفته دنیا فعالیت میکند (آن هم در طول بیش از 7 سال) و با بانکهای مرکزی این کشورها و همچنین سازمانهای بزرگ و بین المللی تجارتی و صنعتی دنیا ارتباط دارد و شرکتهای غول پیکری چون مایکروسافت آن را تایید میکنند و در امور خیریه و کمک به سیل زدگان و زلزله زدگان مردم دنیا پیشقدم میباشد یک شرکت کلاهبردار باشد. هر عقل سالمی بدون داشتن اطلاعات اندکی از این شرکت نیز میتواند استدلال کند که چنین چیزی غیرممکن است. شرکتی با این همه اعتبار و سابقه در سطح بین المللی، ولی کلاهبردار!!!!!!!!!!!!!!!!! 5- ترس از به خطر افتادن منافع شخصی: در کشور ما رسم بر این است که هر گاه ظهور پدیده ای با منافع شخصی آقایان منافات داشته باشد، خیلی زود انواع و اقسام قوانین، اعم از شرعی و غیره در این خصوص بیرون آورده میشود که این پدیده چنان است و چنان و چند تا حدیث جدید هم از خودشان میسازند که اصلا ما حدیث داریم که این کار یا این تجارت غیر قانونی است و یا به یهودی ها ربط دارد. بله واقعیت قوانین در کشور ما این است، قوانینی که از منافع قدرتمندان با تعصب تمام حمایت میکند، بقیه مردم هم به درک، هر کاری دوست دارند انجام دهند همین است که هست. و اما چرا گلدکوئست با منافع اینها سازگار نیست اولا: چون اینها صاحب گلدکوئست نیستند اگر این شرکت متعلق به این آقایان بود، الان در بوق و کرنا کرده بودند که شرکت در این کار هزاران بلکه میلیونها فواید برای مردم و کشور وجود دارد و شرکت در آن هم به نفع اقتصاد کشور است و هم خیلی ثواب دارد. قول میدهم بعد از مدت کوتاهی شرکتهای زیادی که ساختارشان را از گلدکوئست تقلید کرده اند از طرف همین مخالفین، راه اندازی شوند به طوری که تعدادشان قابل تصور نباشد و همین حالا نیز دست به کار شده اند.ثانیا: آقایان به این معتقدند که: اصلا به چه حقی باید جوان ایرانی، راهی برای پول درآوردن داشته باشد، حتما امروز دنبال گلدکوئست راه می افتد چون راه مطمئنی برای پول درآوردن است و فردا هزار چیز دیگر میخواهد، مثلا رفاه و خدمات خواهد خواست و فردای بعدتر حتما میخواهد هر روز زندگی اش بهتر شود و از زندگی لذت ببرد. جوان ایرانی باید در فلاکت و بدبختی باشد تا یک موقع هوس چیزی نکند. این جوانان که صلاح خودشان را نمیدانند ما باید تعیین کنیم که آنها چه کاره باشند، امروز میخواهند آزادی مالی داشته باشند و فردا حتما هزار تا آزادی دیگر میخواهند، جمع کنید آقا این گلدکوئست را، اصلا حرامش کنید برود پی کارش. اگر قرار باشد هرکسی برود و پولش را بریزد در این گلدکوئست پس چه کسی میخواهد در این موسسه های اعتباری و مالی و صندوقهای قرض الحسنه ما که با هزار بدبختی راه اندازی کرده ایم، پول پس انداز کند و یا این بورس ما که سالهاست درحال اغماست که بعد از این خواهد مرد.ثالثا: فرهنگی که گلدکوئست درجامعه ایجاد کرده 180 درجه با فرهنگ ما که بر مبنای بزن و در رو است منافات دارد و جالب است که گسترش این باعث نگرانی شدید شده است. فرهنگ کمک به همدیگر و داشتن منافع مشترک در مردم طوری که آنها به جای کلاه گذاشتن سر همدیگر به هم سود برسانند، در جوامعی که اقتصاد آنها بیمار است و گروهی، با استفاده از نادانی و تفرقه مردم ثروتهای میلیاردی می اندوزند، بدون شک به ضرر خیلی هاست. 6- عدم مالکیت و کنترل بر این شرکت توسط افراد خودی : طرز تفکر قدرتمندان در کشورهای بدبخت و بیچاره ای مثل ایران این است " قانون یعنی من " هر چیزی که به نفع خودشان باشد خوب است و آنچه به ضرر آنها باشد بد است. گلدکوئست به اندازه کافی جیب ما را پر نمیکند، پس بد است و چون برای ما بد است پس حتما مخالف قانون است، قانونی برای مخالفت با آن نداریم؟، خوب از یکی از قوانین که ربطی هم به آن ندارد استفاده میکنیم. "هدف وسیله را توجیه میکند".

1. فراگیر بودن گلدکوئست 2. ضریب نفوذ بالای گلدکوئست 3. تغییرات شخصیتی و رفتاری اعضاء 4. رسیدن به خودباوری اعضاء 5. خارج شدن از استخدام محوری و مزدگیری اعضاء 6. ایجاد تفکر خلاق و همکاری منحصر بفرد اعضاء 7. عدم توانایی دخالت در اداره این تجارت و شرکت توسط دولت و نظام 8. ایجاد اتحاد و روابط مستحکم در بین جوانان و آموزش و رهبری که از نتایج گلدکوئست است.

1.فراگیر بودن گلدکوئست: یکی از دلایلی که گروهی را در مورد رشد گلدکوئست در ایران نگران کرده فراگیر بودن گلدکوئست است. گلدکوئست متعلق به گروه یا طبقه خاصی نیست و از همه اقشار اعم از کارگر، پزشک، مهندس، قاضی، کارمند، راننده و ... در آن شرکت دارند و به نوعی باعث نزدیک شدن این طبقات شغلی به همدیگر شده است. گلدکوئست در دانشگاهها و ادارات و حتی در ارگانهای نظامی نفوذ کرده است و مردم مصرانه به این شرکت میپیوندند گر چه شاید در بسیاری از جوامع مدرن از این پدیده ها به عنوان یک فرصت استثنایی یاد میشود تا در جوامع فرهنگ همدلی و تشریک مساعی را تبلیغ کرد و میلیاردها دلار خرج میشود تا آموزشهای مشابه گلدکوئست را درکشور فراگیر کرد امّا در کشورهایی که با تفکر پست و تنگ نظر به مردم نگریسته میشود و کلا مردم را رعیّت میدانند، با ورود این نوع فرهنگها مخالفت شده و قصد در جلوگیری از رواج این آموزشها معمولا با توسل به زور میشود که همیشه هم با شکست روبرو خواهد شد، چون مردم را به زور نمیتوان از کاری باز داشت یا به کاری واداشت. 2. ضریب نفوذ بالای گلدکوئست: گلدکوئست مقبول همه است یعنی در هرذهنی با هر قدر توانایی در درک و هر میزان هوش و استعداد نفوذ میکند. چرا؟ چون منطقی و درست است. در کشور ما با تمام تبلیغاتی که در زمینه های گوناگون برای جلب مشارکت مالی مردم شده است (مشارکت فکری که هیچ وقت از مردم نخواسته اند) و علیرغم وعده وعیدهای دروغ و کذبی که موسسات، بانکها، شرکتهای دولتی، انبوه سازان، خوردوسازان و دیگر قسمتهای دولت به مردم داده اند، مردم به ندرت به این دعوت به مشارکتها جواب مثبت داده اند به جز در بعضی موارد مثل ثبت نام موبایل که آن هم به دلیل نیاز شخصی مردم به این وسیله و عقب مانده بودن کشور ما در زمینه این خدمات و ضمنا انحصاری بودن این صنعت در دست دولت است. تصور کنید دولت با اینهمه امکانات و رسانه های جمعی و کلی تشکیلات نمیتواند مردم را در پروژه های خود مشارکت دهد و همواره در این کار ناموفق بوده است و این مشارکتهای مردمی در بیشتر موارد با دروغ و در نتیجه خلف وعده های دولت و سازمانهای تابعه همراه بوده است. در این گیر و دار یک شرکت خارجی(گلدکوئست) آمده و بدون تبلیغات رسانه ای و فقط با تبلیغات و بازایابی خود مردم در مدت کمی عده زیادی را در تجارت جالب، سودآور و منحصر بفرد خود شریک کرده است. پس طبیعی است قسمتی از بدنه دولت و مجلس با آن مخالف باشد. رقیب قدرتمندی که علاوه بر سودآور بودن فرهنگی آموزنده و بسیار غنی را با خود آورده است که جوانان و بقیه مردم را جذب خود میکند. حال دو نوع برخورد داریم اول برخورد منطقی که از این فرصت به دستآمده به نفع کشور و مردم استفاده میکند و دوم برخورد جاهلانه و خشک و متعصب که گلدکوئست را تهدیدی برا ی منافع خود به حساب میاورد. 3. تغییرات شخصیتی و رفتاری اعضاء: گلدکوئست باعث تغییر نوع رفتار و نگرش افراد به زندگی و کار میشود و ضمنا در نوع رفتار شخص با افراد دیگر جامعه و نوع نگاه فرد به کار و فعالیت در جامعه دگرگونی عمق و بنیادی ایجاد میکند. کاری که هزاران کتاب و کلاس و آموزش و پرورش و دانشگاه و... نمیتواند انجام دهد. کمک به بقیه برای آنکه آنها هم سود ببرند و زندگی خوبی داشته باشند و اینکه پیشرفت و سعادت ما در گرو پیشرفت و سعادت دیگران است به قدری در فرهنگ ما نامأنوس و غیرمتعارف است که در این کار در فرهنگ ما حماقت محسوب میشود ولی جالب است که این شرط لازم پیروزی در گلدکوئست است یعنی قانون اول در این کار "خودت رو فراموش کن" . وجود همین فرهنگ در ذات گلدکوئست باعث نگرانی و تشویش تنگ نظران بسیاری شده است که از نظر و نگاه آنها بهتر این است که مردم پیوسته با همدیگر دشمن باشندتا دوست. چرا؟ چون منافع آنها ایجاب میکند که مردم با هم دشمن باشند یا حداقل در همه حال به خاطر یک لقمه نان با هم کشمکش داشته باشند، این باعث خواهد شد که مردم و کلا ملت هیچ وقت با همدیگر متحد نشده و پیوسته در حال نزاع بر سر نان شب باشند. به نفع بعضی ها نیست که مردم در سود یکدیگر شریک باشند چون کم کم نیاز مردم به ایشان برطرف شده و مردم از باج دادن به ایشان اجتناب خواهند کرد. 4. رسیدن به خودباوری اعضاء: گلدکوئست به اعضایش میآموزد که همه آنها توانمند و دارای استعدادهای خدادادی فراوان بالفعل هستند که با تلاش و خودباوری میتوانند آنها را بالقوه کنند گلدکوئست طرفدار این نظریه ثابت شده است "حتی کودکی که از مادر فلج متولد میشود اگر قهرمان ورزش نشود، خودش مقصر است" . آری، این نگاه گلدکوئست و مدیران آن به جایگاه انسان است. اگر چه این آرزوی خیلی از ملتها و دولتها و نظامها در دنیا است که این طرز تفکر در کشورشان مقبول اُفتد. امّا متأسفانه در کشور ما نوعی تفکر اقتدارگرا و فاشیسم وجود دارد که با تعالی انسان در هر زمینه ای به شدت مخالف و درستیز است. چرا؟ دلیلش واضح است، اگر انسانها به این خودباوری برسند که قادر به انجام هر کاری در راستای سعادت خودشان هستند دیگر در جامعه جایی برای این اقتدارگرایان و فاشیستها نمیماند و بقایی برای مرتجعین و خشک مقدسها نمیتوان تصور کرد زیرا اینها از عجز و ناتوانایی و جهل ملتها استفاده میکنند و ارابه حکمرانی خود را بر زندگی ملتهای بدبخت میرانند. 5. خارج شدن از استخدام محوری و مزدگیری اعضاء: فعالیت واقعی در گلدکوئست منجر به استقلال ملی شخص میشود که در نوع خود یعنی آزادی مالی و این آزادی مالی، آزادی های دیگری را به همراه خواهد آورد و بالطبع گروهی با مفهوم آزادی(حتی آزادی فکر کردن) مخالفند چه رسد به آزادی های فردی و ... در نتیجه با گلدکوئست که اساس این آزادی هاست دشمن هستند. در نظر اقتدارگراان: " این جوانها، این بچّه مچّه ها که چیزی نمیفهمند باید بروند دنبال یک کار که تولید داشته باشد و به نفع مملکتشان باشد( منظورشان از کار، کارگری با پایه حقوق تصویبی خودشان یعنی 122000 تومان درماه است تازه به کلی پارتی بازی و رابطه احتیاج دارید)، اینها فهم و شعور درست حسابی ندارند و میروند دنبال این شرکت خارجی بیگانه." این طرز تفکر قرون وسطایی و کپک زده نمی فهمد که کار در تعریف امروزین و مدرن خود یعنی تولید سرمایه، هر عملی که از راههای منطقی و قانونی تولید سرمایه کند کار است و گلدکوئست تولید سرمایه با توسّل به مهمترین توانایی بشر یعنی تفکر، همکاری و خودباوری و تکیه بر قدرت ذهن است. 7. ایجاد تفکر خلاق و همکاری منحصر بفرد اعضاء: هیچ طرح و زمینه کاری و فعالیت اقتصادی چه قبل و چه بعد از انقلاب نمیتوان یافت که مردم و به خصوص جوانها را این چنین در یک تجارت و فعالیت اقتصادی به مشارکت کشانده باشد و هیچ زمینه اقتصادی وجود نداشته است که اینهمه استعدادهای خفته را بیدار کند و این همه انرژی را در راه کسب و کار به فعالیت وادارد. میدانید یعنی چه؟ یعنی اینکه اقتصاد ما متولی ندارد و این جماعت اقتدارگرا هیچ کارمثبتی را دراین چند سال برای ما ملت بدبخت انجام نداده اند و حالا که یک شرکت خارجی با یک طرح بکر، اینهمه مردم را جذب خود کرده طبیعی است که این گروه فاشیسم که ثروتهای این ملت را میبلعد از راههای اعم از تلویزیون و روزنامه ها و بقیه امکاناتش استفاده خواهد کرد تا با گلدکوئست مخالفت نماید. گلدکوئست باعث ایجاد تفکر خلاق در تجارت در ایران و ایرانیان شده است و بزودی ایرانیهای بااستعداد در این راه و طریق از خیلی ها جلو می افتند و هر چه قدر جوانان در این راه پیشرفت کنند برای منافع گروه فاشیستهای اقتصادی و از ما بدتران و رانت خواران و انحصار طلبان و آقازاده ها خطرناکتر خواهند شد. فاشیستها از خود میپرسند؟: چرا باید جوان ایرانی آزادی مالی داشته باشد؟ 8. عدم توانایی دخالت در اداره این تجارت و شرکت توسط دولت و نظام: در این باره قبلا هم سخن گفته ایم، در نظر گروه فاشیست و اقتدارگرا که مال ملت ایران را ارث پدر خود میداند، گلدکوئست هم، خوب و مفید است اگر مال آنها باشد. در غیراینصورت هم بداست و هم مضر و شرکت در آن غیر قانونی و غیر شرعی و غیرانسانی و غیراخلاقی و غیر ... . آری این واقعیت کشور ماست، هر موقع چیزی یا تجارتی یا فعلی به نفع خودشان بود، آن چیز یا تجارت یا فعل قانونی بود و شرعی بود و ثواب داشت و اخلاقی بود و در حدیث آمده بود و، غیره امّا اگر چیزی به نفع ملت و جوانان این مرزوبوم باشد و در آن نفعی برای فاشیستها نداشته باشد، غیر شرعی است و حرام است و ... از این نوع موارد در تاریخ ایران کم نیست از قبیل حرام نمودن خوردن گوشت ماهی "اوزون برون" که اوّل گفتند فَلس ندارد و حرام است و مردم نخورند و بعد شروع کردن به صادرات و خیلی راحت این ماهی حلال شد ( چون نمیتوانستند گوشت حرام را صادر کنند، پس اوّل حلالش کردند) ولی حالا گوشت این ماهی قاچاق است و فروش آن جرم است و همچنین در مورد خاویار هم به همین صورت میباشد یا گفتند شطرنج حرام است و هر کس شطرنج بازی کند ملحد است و بعد از مدتی حلال شد. آیا اگر از یکی از امامان (ع) هم در موردی سوال شود اوّل خواهند گفت حرام است و بعد از مدتی حلال میکنند. چرا مراجع تقلید در این گونه مواردی که نفع اقتصادی دارد نظر میدهند ولی در بعضی موارد دیگر که فجایع انسانی رخ میدهد سکوت میکنند. چرا مراجع عالیقدر که اینهمه مورد گلدکوئست برای آنها جای بحث و مجادله دارد در مورد فروش سازمان داده شده دختران و زنان ایرانی به کشورهای حوزه خلیج فارس سکوت کرده اند؟ آیا جایگاه دختر ایرانی در آغوش مردهای عرب است؟ چرا سکوت کرده اید؟ کجا رفت فتواهایتان؟ آیا ترانزیت مواد مخدر ازایران به اروپا حرام نیست؟ یا خیر؟ اینجا موضوع فرق میکند؟ پس چرا فتوا نمیدهید؟ آیا دوشیدن مردم و رباخواری با نام بانکداری اسلامی حرام نیست؟ تمام این سودهایی که بانکهای ایرانی میگیرند همان، رباست امّا اینجا باز هم موضوع فرق میکند، مگر نه؟ چطور است که سود حاصله از سپرده گذاری در بانکهای کشور با سودی که بانک در موقع پرداخت تسهیلات بر مردم تحمیل میکند یک دنیا تفاوت دارد، آیا این دزدی و رباخواری نیست. در کجای دنیا با راه انداختن لاتاری(قرعه کشی) از مردم دعوت میکنند تا در بانک سرمایه گذاری کنند، اگر میتوانید یک بانک را مثال بزنید؟ به جای پرداخت سود واقعی پول مردم، قرعه کشی راه میاندازند. چرا مراجع در این موارد سکوت میکنند؟ یا مثلا در همه جای دنیا لیزینگ وجود دارد، یعنی اجاره چیزی یا وسیله ای به شرط تملیک شخصی که مورد را اجاره نموده است، امّا با سود بسیار اندک که در واقع فرق چندانی با قیمت آن وسیله یا چیز ندارد، امّا در این کشور چه؟ آیا این سودهای وحشتناکی که شرکتهای لیزینگ از مردم بدبخت میگیرند یک نوع استثمار نیست، به طوری که یک وسیله را تقریبا با دو برابر قیمت اولیه به مشتری بدبخت که چاره ای ندارد، اجاره میدهند، آیا این ربا نیست؟ چه نامی در اسلام میشود روی این کار گذاشت؟ پس چرا سکوت کرده اید؟ یا چرا استعمال مواد مخدر را جز در مورد مصارف دارویی حرام نمیکنید؟ میترسید معتادان این مواد را استعمال نکنند و تلف شوند یا اینکه بازار پر سود مواد مخدر کساد شود؟ آیا اگر اداره گلدکوئست در دست خودیها بود و نه در اختیار مدیران این شرکت، باز هم شرکت در گلدکوئست اشکال داشت یا خیر آنموقع مسئله جور دیگری بود؟ اگر گلدکوئست در اختیار یکی از آقایان یا آقازاده هایشان بود، آیا گلدکوئست تبدیل به یک شرکت قانونی و مقدس و شرعی و شرکت در آن اخلاقی و قانونی و ... نمیشد؟ آیا مردم را ابله و نادان فرض کرده اید؟ 8. ایجاد اتحاد و روابط مستحکم در بین جوانان و آموزش رهبری که از نتایج گلدکوئست است. روابطی که در بین جوانان به واسطه این فعالیت شکل میگیرد از نوع روابط اقتصادی معمولی نیست. ایجاد اعتماد بسیار قوی و کمک به یکدیگر و تشریک مساعی تنها گوشه ای از نتایج عضویت در این تجارت است. انتقال اطلاعات، گذشت و فداکاری باز هم جزئی از این روابط است. آموزش رهبری مجموعه ها و کار تیمی و گروهی از مهمترین دستاوردهای این تجارت نوین است، اگر بخواهیم این آموزشهایی را که گلدکوئست منتقل میکند را با استفاده از روشهای معمول در جامعه منتقل کنیم میلیاردها تومان هزینه برمیدارد. گلدکوئست از انسانهای منفعل و منزوی، رهبرانی قدرتمند و مثال زدنی میسازد. این جادوی گلدکوئست است و به نظر من ارزشمندترین دستآورد این تجارت. افرادی که در سنین کم گروههای چند هزار نفری را رهبری میکنند. هیچ دانشگاه مدیریتی و هیچ کلاس درسی نمیتواند چنین رهبرانی تربیت کند. گروههای متشکل و منظم با قوانین و راهنمائیهای سازمان یافته که نمونه منحصر به فردی از رهبری در دنیای تجارت است. فرهنگ ناب و اصیل کمک به دیگران به این معنی که آنها به سود برسند و سود هر شخصی در گرو سود دیگری است در هیچ برهه زمانی تاریخ سابقه ندارد و این تجارتی است که بر اساس آموزه های دینی و فطرت انسانی ماست و همان تجارتی است که در تمام کتابهای آسمانی به آن سفارش شده است. " به همدیگر کمک کنید تا همگی زندگی سعادتمندی داشته باشید" و با این فرهنگ در کشورهای ... مخالفت میشود و به مذاق اقتدارگرایان خوش نمیآید.

[ویرایش] سوال و جواب

نکاتی حیاتی در نتورک مارکتینگ که همه باید آنرا بدانند

١. آیا با کار پارت تایم در نتورک مارکتینگ می توان موفق شد؟ دقیقآ. در واقع این امری است متعارف. شما می توانید تجارت نتورک مارکتینگ خود را به عنوان یک شغل پارت تایم و بدون از دست دادن منبع درآمدزایی حال حاضرتان شروع کنید تا وقتی که شغل نتورک مارکتینگتان درآمدی را که میخواهید برایتان به ارمغان بیاورد. بهترین بخش کار اینجاست که برای انجام این کار محدودیت ندارید.

٢. آیا من باید محصولات را رو در رو یا در مجالس یا ملاقاتها بفروش برسانم؟ نه. یکی از مهمترین خصوصیات نتورک مارکتینگ این است که موفقیت در آن با به کار گیری روشهای مختلف و گوناگون حاصل می شود. شما روشی را بر میگزینید که با آن راحتترید.

٣. آیا نتورک مارکتینگ همان طرحهای هرمی است؟ دقیقآ نه. البته نتورک مارکتینگ و طرحهای هرمی از جهاتی شبیه به هم هستند، اما تفاوت مهمی بین آندو است که طرحهای هرمی را غیر قانونی جلوه می دهد. در طرحهای هرمی درآمد شما فقط از طریق عضوگیری افراد در سیستم حاصل میشود. گاهی اوقات هم محصولی با قیمتی سوال برانگیز شامل طرح است. در یک کمپانی نتورک مارکتینگ قانونی، به توزیع کنندگان بر اساس فروش محصول شرکت پورسانت داده می شود. در نتورک مارکتینگ با آموزشهایی که به افراد مجموعه تان میدهید مجموعه تان رشد می کند و از این طریق نیز پورسانت دریافت می کنید. برعکس طرحهای هرمی، در نتورک مارکتینگ مهم نیست که شما در کجا قرار می گیرید یا اینکه چه زمانی وارد می شوید، شما میتوانید حتی از افرادی که زودتر از شما وارد شده اند درآمد بیشتری کسب کنید. در صورتی که در طرحهای هرمی سود اصلی را افرادی که در رﺃس شاخه ها قرار گرفته اند میکنند.

۴. من یک فروشنده نیستم، پس این کار به درد من نمیخورد. درحقیقت مطالعات نشان داده اند که افراد با هیچ تجربه ی فروش در نتورک مارکتینگ فوق العاده هستند. در واقع، این مطالعات نشان دادند که این افراد در مقایسه با کسانی که قبلآ درگیر کار فروش بودند موفقیت بهتری کسب کردند چون نتورک مارکتینگ ربطی به فروش ندارد. حداقل نه آنگونه که مردم در مورد فروش فکر می کنند. نتورک مارکتینگ در مورد به اشتراک گذاشتن حقایقی راجع به شرکتی است که شما در آن مشغول فعالیت هستید.

٥. چقدر پول میتوانم از این طریق به دست بیاورم؟ حقیقت این است که آنچه را که بکارید درو می کنید. این روش کار میکند... اگر بخواهید. قشنگی کار در این است که درآمد شما رسوبی است. به این معنی که شما در ازای کاری که امروز انجام میدهید در آینده درآمدزایی میکنید.

۶. آیا برای موفق شدن در این حرفه باید افراد زیادی را ساپرت کنم؟ نه. اگر شما در هر ماه یک یا دو نفر را ساپرت کنید میتوانید در نتورک مارکتینگ فوق العاده باشید.

٧.ساپرت افراد در این حرفه چه اهمیتی دارد؟ اهمیتی ندارد شما چقدر باهوشید، ثروتمندید یا فعالید. به هر حال زمان ما محدود به ٢۴ ساعت در روز است. با ساپرت افراد، شما میتوانید به طور مجازی خودتان را تولید کنید. صدها و حتی هزاران نفر را که به طور غیر مستقیم برای شما کار می کنند. حمایت افراد همچنین امنیت را برای شما در این حرفه به وجود می آورد. چرا؟ در خیلی از تجارتهای مرسوم، اگر شما مریض یا ناتوان بشوید یا بخواهید به یک تعطیلی طولانی مدت بروید چه اتفاقی می افتد؟ شما ضرر قابل توجهی را متحمل خواهید شد. اما در فرایند ساپرت افراد و ساختن زیر مجموعه در نتورک مارکتینگ، شما میتوانید برای خود آزادی مالی را به ارمغان بیاورید.

۸. آیا نتورک مارکتینگ طرحی برای "زود پولدار شدن" است؟ نه. زود پولدار شدن یک افسانه است. این امر در جهان امروز اتفاق نمی افتد. البته، تعداد کمی استثنا وجود دارد، اما خیلی کم. اگر یک شبه پولدار شدن آرزوی شماست بهتر است به سراغ قمار بروید تا نتورک مارکتینگ.

۹. من افراد زیادی را دیدم که در این حرفه موفق شدند، اما فکر نمی کنم من بتوانم از عهده ی این کار برآیم. افراد زیادی از هر طبقه و نوع زندگی در نتورک مارکتینگ موفق شدند. اگر شما مشتاقید، میتوانید در نتورک مارکتینگ موفق شوید.

١۰. من وقت کافی برای شروع تجارت نتورک مارکتینگ ندارم. این دقیقآ دلیل ورود شما به نتورک مارکتینگ است. در کنار آزادی مالی، نتورک مارکتینگ به طور خاص برای ساختن آزادی شخصی در زندگیتان به وجود آمده به طوری که شما بتوانید هر چه که میخواهید در زندگیتان انجام دهید.

١١. آیا سرانجام اشباع اتفاق نمی افتد؟ این هم یکی دیگر از تصورات غلطی است که توسط رسانه ها جا افتاده. حقیقت این است که هیچ شاهدی برای به وجود آمدن "اشباع" در نتورک مارکتینگ نیست. در ضمن، نتورک مارکتینگ در حال حاضر یک صنعت جوان و نوپاست، میلیاردها نفر در دنیا هنوز اسم نتورک مارکتینگ را نشنیده اند. اما در جواب این سوال که چرا اشباع اتفاق نمی افتد یک دلیل اصلی وجود دارد: زمان. در امریکا هر ساله ده ها هزار نماینده جدید وارد نتورک مارکتینگ می شوند. بخشی از آنها افراد جوانی هستند که به دوره ای از زندگیشان رسیده اند که وارد یک تجارت بشوند. تعداد زیادی نیز هستند که به این نتیجه رسیده اند که به یک تجارت خانگی نیاز دارند. به هر حال دلیل اصلی: بازار بسیار پهناور است و پتانسیل ها بی شمار.

١٢. من نمی توانم درگیر نتورک مارکتینگ بشوم. این کار یک تجارت "واقعی" نیست. این کار واقعی است. نتورک مارکتینگ در حال حاضر یک صنعت چند میلیارد دلاری در دنیاست که شامل میلیونها نماینده و هزاران کمپانی فعال در کانادا، مکزیک، اروپا، ژاپن، نیوزلند و... میباشد.

١٣. من قبلآ تجربه ی نتورک مارکتینگ را داشتم. من در این کار موفق نخواهم شد. فرض کنیم شما وارد یک شهر جدید شدید و تصمیم دارید برای عصرانه بیرون بروید. متاسفانه، رستورانی که شما انتخاب کردید غذای وحشتناکی را برای شما سرو میکند! اما به خاطر این تجربه ی وحشتناک شما تصمیم به ترک خوردن عصرانه در هیچ یک از رستورانهای آن شهر نمی گیرید. نتورک مارکتینگ نیز از این قاعده مستثنا نیست. کمپانیهای بزرگ و خوب زیادی وجود دارند و همچنین کمپانیهای بد نیز کم نیستند. اما نتورک مارکتینگ برای شما کار میکند! شما فقط کافیست به یک کمپانی درست بپیوندید.

١۴. من در حال حاضر پول کافی برای پیوستن به یک کمپانی نتورک مارکتینگ ندارم.

به دستش بیار! اگر یک مرسدس ۶۰۰۰۰ دلاری کاملآ جدید در ازای ١۰۰ دلار به شما پیشنهاد بشود، حاضرید این پول را از هرکجا که شده جور کنید؟ بروید و سرمایه ی اولیه را جور کنید چرا که شغل نتورک مارکتینگ شما میتواند خیلی بیشتر از مرسدس برایتان بیارزد.

[ویرایش] منبع

دو دلیل ضروری برای وارد شدن به یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد: دلیل شماره یک، " کمک کردن به خودتان " است. دلیل شماره دو " کمک کردن به دیگران " است. اگر فقط به خاطر یکی از این دلایل وارد شوید، آنگاه این سیستم برایتان جواب نخواهد داد. معنای دلیل شماره یک این است که شما وارد این بیزینس می شوید تا در درجه اول، ربع خود (شکل بالا) را تغییر دهید.( کتاب بابای پولدار بابای بی پول نوشته رابرت کیوساکی را بخوانید ) يعني تغییر از ربع E ( کارمند) یا S (خویش فرما) به ربع B ( صاحب بیزنس) یا I ( سرمایه دار). این تغییر معمولاً برای اکثر افراد، بسیار مشکل است. بخاطر پول! فردی که واقعا به ربع E یا S تعلق دارد کار نمی کند مگر فقط برای پول. این همان دلیلی است که افراد در سیستم بازاريابي شبكه اي به آن بالا نمی رسند: آنها بیشتر دنبال پول هستند تا اینکه به دنبال تغییر ربع خودشان باشند. فرد متعلق به ربع B یا I هم برای پول کار می کند، اما به روشی متفاوت. فرد متعلق به ربع B براي ايجاد یک دارایی کار می کند مثلا در این حالت، یک سیستم تجاری. فرد متعلق به ربع I نیز بر روی دارایی یا سیستم، سرمایه گذاری می کند. بعنوان یک B یا I ، بعضی اوقات، سال ها سودي دریافت نخواهید كرد؛ چیزی که یک فرد E یا S قادر به انجام آن نیست. در واقع جزء ارزشهای درونی شان نیست. خطر کردن ( Risk ) و پاداش تأخیر یافته ( delayed gratification ) آنها را از نظر احساسی ( emotionally ) آشفته می کند!

پاداش تأخیر یافته و هوش احساسی ( Emotional Intelligence ) یکی از زیباییهای بازاريابي شبكه اي این است که علاوه بر توسعه مهارتهای کاری باعث افزایش هوش احساسی نیز خواهد شد. هوش احساسی، موضوعی کاملاً متفاوت از هوش تحصیلی ( academic ) است. بطور کلی، فردی كه دارای هوش احساسی بالاتري است، اغلب از شخصی كه دارای هوش تحصیلی بالاتر اما هوش احساسی پایینتري است، بهتر عمل می کند. این مطلب تا اندازه ای این مسئله را روشن می کند که چرا بعضی از افراد که در مدارس موفق بودند، در دنیای واقعی، نتایج جالبی کسب نمی کنند. توانایی تحمل پاداش تأخیر یافته، نشانگر هوش احساسی بالاتر است. اخیرا در تحقیقی راجع به هوش احساسی، مشخص شد افرادی که می توانند با تأخیر، پاداش دریافت کنند اغلب، نسبت به کسانی که فاقد این توانایی هستند، زندگی موفق تری را تجربه می کنند. به همین دلیل است که سیستم آموزشیِ ذاتی كه در یک بيزينس بازاريابي شبكه اي خوب موجود است، بسیار بااهمیت است. افراد بسیاری برایم می نویسند که شیفتۀ کتاب من " باباي پولدار، باباي بی پول " هستند. اما من نگرانم که آنها مهمترین نکتۀ کتاب را نگرفته باشند: درس شمارۀ 1 : ثروتمندان برای پول کار نمی کنند. هنگامی که من یک دارایی، بسازم یا بخرم، از آن به بعد، آن دارایی، سخت کار می کند تا برایم درآمدزایی کند. اما من برای پول کار نمی کنم. من فقط کار می کنم تا دارایی ها را خریده یا بسازم. آن دارایی ها مرا پولدارتر و پولدارتر می کنند، در حالیکه من کمتر و کمتر کار می کنم. این همان کاری است که ثروتمندان می کنند. مستمندان و نیز طبقه متوسط، سخت کار می کنند تا پول درآورند و سپس بجای سرمایه گذاری در ستون داراییهایشان، بدهی می خرند. تنها سه راه براي كسب درآمد وجود دارد: راه اول: زمانتان را در برابر پول مبادله كنيد. بر طبق گفتة Bob Proctor ،" اين راه، بدترين استراتژي درآمدزايي است. هرچند حدود %96 از جمعيت ما از آن بهره مي برند مانند پزشكان، وكلا، حسابداران، كارگران و .... اين استراتژي، يك اشكال ذاتي دارد: اشباع . زمان شما محدود است. ( يعني يك ساعت از زمانتان را هر قدر هم كه گران بفروشيد باز هم درآمدتان محدود است چون تعداد ساعاتتان در يك روز محدود است. ) اگر فردي با استفاده از اين استراتژي بخواهد به هر درجه اي از ثروت برسد، بايد بداند كه اين به قيمت يك عمر تمام خواهد شد. راه دوم: پولتان را سرمايه گذاري كنيد تا پول بدست آوريد. درصد بسيار كمي از مردم مي توانند از اين استراتژي استفاده كنند زيرا آنها پول اضافي ندارند تا سرمايه گذاري كنند. اين روش مناسب افرادي است مانند تايگر وود، مايكل جُردن، تام هَنكس، جيم كَري و ساير ستارگان سينما و بازيكنان حرفه اي و .... راه سوم: براي كسب پول، از خودتان به شكل اهرم استفاده كنيد. با اين روش، مي توانيد با بهره گيري از نيروي شگفت انگيز اهرم تركيب افراد ( سینرژی یا همان نيروي ناشي از به هم پيوستن افراد ) يا تصاعد هندسی و با استفاده از تبليغات کلامی و بيزينس بازاريابي شبكه اي، به درآمدی نامحدود در طول سالیانی دراز دست یابید. چه نوع دارایی در یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟ بخاطر آورید که دو دلیل برای موفقیت در بازاريابي شبكه اي وجود دارد: کمک به خودتان، و کمک به دیگران. دلیل شماره یک بدین معنی است که به خودتان کمک کنید تا به ربع B برسید. دلیل شمارۀ دو چطور ؟ زیبایی اکثر سیستمهای بازاريابي شبكه اي در این است که شما به درآمد بالایی نمی رسید مگر این که به دیگران نیز کمک کنید تا ربع E و S را ترک کرده و به ربع B و I برسند. اگر روی کمک کردن به دیگران تمرکز کنید تا این تغییر را انجام دهند، آنگاه در این بیزینس موفق خواهید شد. آن نوع بیزینسی که من آموخته بودم که بسازم، بیزینسی است که من در آن بالا باشم و E ها و S ها در قاعده هرم باشند. من واقعاً آن بالا، جایی برای B های بیشتر نداشتم، به همین دلیل در بیزینس خودم، به همه کارمندانم جداً توصیه می کنم که به بازاريابي شبكه اي نيز به عنوان يك بیزینس پاره وقت بپيوندند. سیستم تجاری سنتی و مرسوم، واقعاً یک هرم است! چون فقط چند تا B و I در آن بالا هستند و بیشتر E ها و S ها در قاعده هستند حال آن که درسیستم بازاريابي شبكه اي تمرکز اصلی بر این است که B های بیشتر و بیشتری به آن بالا بیایند. نتورك مارکتینگ به جای این که تو را به پایین هُل دهد، تو را به بالا می فرستد. یک بیزینس بازاريابي شبكه اي به هر کسی این توانایی را می دهد تا به چیزهایی دسترسی پیدا کند که قبلاً فقط در اختیار ثروتمندان بود.

ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در جمعه 10 خرداد1387

لينك مطلب

چرا گلدکوئست از لحاظ شرعی حلال است

قرآن کریم: " آیا آنانکه میدانند با آنانکه نمیدانند برابرند؟ "

پاسخ به سئوال

آیا فعالیت QI شرعی است؟

جواب – اوّل ببینیم "شرعی است" یعنی چه؟ یا به عبارتی شرعی بودن یک مسئله به چه معناست؟ شرعی بودن، به این معنی است که آیا موافق دین و احکام الهی است یا خیر؟ امّا این که مسئله ای موافق دین باشد یعنی چه ؟ یعنی اینکه مخالف حکم خدا نباشد به عبارتی در کلّ، شرعی بودن یعنی اینکه نظر خداوند در اینباره چه بوده است؟ و حکم خداوند آخرین و بالاترین حکم است.

امّا از کجا بدانیم حکم خدا در مورد مسئله ای چیست؟ آیا از سخن خدا معتبرتر کلامی وجود دارد؟ پس از کتابهای آسمانی که کاملترین ،آنها همانا قرآن کریم است میتوان در بسیاری موارد به حکم خدا در رابطه با سئوالمان رسید. شاید بعضی بپرسند آیا در قرآن کریم میتوان جواب هر ایراد یا مشکلی را پیدا کرد؟ جواب اینست، مسلماً بله، زیرا خداوند خود به دفعات میفرماید، در هر موردی اختلاف پیدا کردید به قرآن مراجعه کنید که در آن جواب هر سوالی را خواهید یافت.

در آیۀ 64 سورۀ نحل چنین میفرماید: " ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها روشن کنی."

و همچنین در سورۀ مائده میفرماید:

" قرآن کتابی است که ما با برکت و علم و خیر بسیار فرستادیم، از آن پیروی کنید."

و باز در آیۀ 81 سورۀ نحل: " و ما این کتاب را نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایۀ حیات و رحمت و بشارت برای مسلمانان است."

آیۀ 10شوری: "در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست، این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده ام و به سوی او باز میگردم."

آیۀ 119 سورۀ انعام: " خدا هر چرا که بر انسان حرام کرده مفصلّ بیان نموده و از آنها هم به هر آنچه ناچار شوند باز حلال است.

و همچنین راههای دیگری که برای رسیدن به حکم خدا وجود دارد به جز کتاب خدا که ذکر شد، سنّت و اِجماع است که هر کدام معنی کاملاً مشخصی و واضحی دارد و در ادامه راجع به آن بحث خواهد شد.

امّا در مورد قران مجید موارد متعددی در مورد اینکه بسیاری از نعمتها و زینتها از طرف بندگان، که خود را نمایندۀ خدا پنداشتند حرام شده است و حکم خدا نبوده است از جمله:

59 سورۀ یونس:

" آیا روزیهایی را  که خدا بر شما نازل کرده دیده اید؟ که بعضی را حلال و بعضی را حرام نموده اید؟ بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا میبندید.( و از پیش خود، حلال و حرام می کنید؟!)"

 32سورۀ اعراف:

"بگو ای پیغمبر: چه کسی زینتهایی را که خدا برای بندگان آفریده حرام کرد؟ و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها."

87 سورۀ مائده:

"ای اهل ایمان حرام نکنید نعمتهایی را که خدا برای شما حلال نموده و ستم و تعدّی به یکدیگر نکنید."

119انعام:

" آنچه خدا بر شما حرام کرده، مفصّل بیان نموده که از آنها هم به هر چه ناچار شوید، باز حلال است."

از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت برای تمامی سئوالها جوابی در قرآن میتوان یافت حتی در مورد تجارتهای جدید. سئوال اینست که یکنفر که عضو QI است چه فعل حرامی مرتکب میشود. همانطور که میدانید در این شغل ما دو فعل یا عمل را انجام میدهیم:

1. خرید محصول که در اسلام به آن بیع گفته میشود و بازاریابی برای محصولات کمپانی که طبق قراردادی کاملا مشخص و معلوم نوشته شده و به امضای طرفین قرارداد رسیده است و طبق این قرارداد ما در ازای بازاریابی برای این کمپانی مبلغی مشخص حق الزّحمه دریافت میکنیم، به این قبیل قراردادها در اسلام جُعاله گفته میشود که کاملا حلال و شرعی است.

2.حتی اگر فعل ما یعنی بازاریابی را جُعاله تعریف نکنیم و نام دلالی و واسطه گری را بر آن بگذاریم باز هم هیچ ایراد شرعی نمیتوان بر آن گرفت چون در اسلام دلالی هم حلال میباشد و در موارد گوناگون به آن اشاره شده است. محصولی هم که ما بازاریابی میکنیم خواه طلا باشد و یا تور تفریحی و یا دیگر محصولات QI محصولات کاملاً مشخص و ارزشمندی هستند و خرید و فروش و دلالی این محصولات در هیچ جای اسلام حرام و یا حتی مکروه نیست. اگر این طور باشد تمام کارهایی که در آنها واسطه گری وجود دارد زیر سئوال میرود. آیا طلافروشها که هیچ عملی روی طلا انجام نمیدهند فعل حرام انجام میدهند؟ آیا فروش سکه های بهار آزادی که بیش از مقدار طلای خود قیمت دارند حرام است؟ آیا فروش ارز و اوراق بهادار و باقی چیزهای مشابه حرام است؟ چه فرقی بین فعل ما و فعل یک تاجر یا فروشنده طلا وجود دارد؟ آیا کسانی واسطه گری زمین یا چیز دیگری را انجام میدهند، بدون اینکه عملی روی آن چیز انجام دهند آیا فعل حرام مرتکب شده اند.

3. آیا آیات عظام در مورد تجارتی که ما انجام میدهیم اطّلاعات کافی دارند؟ از کجا این اطلاعات را کسب کرده اند؟ آیا دلیل مخالفت برخی از آنها به علت نا آگاهی آنها از این تجارت نوین نیست؟ آیا کسانی که این تجارت را به آیات عظام معرفی نموده اند در معرفی آن صادق بوده اند و اصلا خودشان اطلاعات کافی داشته اند و بدون غرض ورزی این تجارت را معرفی نموده اند یا خیر صادق نبوده اند یا اطلاعاتشان غلط بوده است یا غرض ورزیده اند و یا هر سه؟ احتمالا هر سه.

آیات عظام با چند کارشناس در زمینه این تجارت و نحوه و تاریخچه و اعتبار آن در دنیا مشورت کرده اند؟ آیا از برخورد مراجع شرعی در دیگر کشورها با این نوع تجارت اطّلاع کافی دارند؟ آیا براساس واقعیتهای این تجارت حکم میدهند یا براساس آنچه به آنها گفته شده؟ چقدر در مورد این کمپانی و نحوه بازایابی آن تحقیق کرده اند؟ آیا هر تجارتی که برخلاف منافع گروهی قلیل که کشور را ارث پدرشان میدانند راه اندازی شود حرام است؟ آیا بهتر نیست اوّل بیاندیشیم و بعد رای دهیم؟

4. آیا آیات عظام نمی دانند که اگر در مسئله ای خلاف حکم خدا حکم دهند نتایج بسیار بدی در انتظار خودشان و جامعه است؟ جواب اینست که این را خوب میدانند و به همین علّت جانب احتیاط را رعایت میکنند و نظر خود را بیان کرده و در بیشتر موارد استفتاء میدهند و فتوی نمیدهند و اگر فتوی هم بدهند باز احتیاط میکنند و ضمنا در هر صورت نظر، نظر خودشان است و لزوما حکم خدا نیست و فقط بر عهدۀ مقلدان آنها است که آن حکم را اطاعت کنند که  اگر آنها نیز مرجع خود را عوض کنند باز بر آنها نیز واجب نیست. آیا اگر مقلّدی یقین بداند که مرجع تقلید وی در مورد مسئله ای اشباه کرده باز باید به تقلید خود ادامه دهد؟ در اسلام جواب این سئوال داده شده است و جواب اینست: اگر مقلّد در این مورد یقین حاصل کند و بداند که مرجع تقلید به دلیل کمبود اطلاعات و یا به هر علّتی اشتباه کرده و یا ناچار به دادن رای بوده است تقلید از این مرجع جایز نیست، برای اثبات این مبحث میتوان به کلیه کتب اسلامی در زمینه تقلید رجوع کرد.

5. آیا اگر از حضرت ولی عصر (عج) نیز در مسئله ای استفتاء کنند اوّل میگوید حرام است و بعد میگوید حلال است و بالعکس؟ پس چرا در مورد آیات عظام این مسئله مصداق ندارد؟ آیا دلیل آن این نیست که اطلاعاتی که در بعضی موارد به آنها میرسد ناقص و یا خلاف واقعیت است و گروهی میخواهند رای و نظر خود را از زبان این عزیزان بیرون بکشند؟ مثلا قبلا مراجع تقلید گفته بودند که ماهیان غضروفی و خاویار آنها به دلیل نداشتن فلس حرام هستند امّا بعداً با وسایل و دلایل علمی ثابت شد که این ماهیان فلسهای میکروسکوپی دارند که با چشم غیر مسلح قابل دیدن نمیباشد و در نتیجه فتاوی و استفتائات در این مورد برگشت. بعداً معلوم شد که رای مراجع به این علت اشتباه بود که آنهایی که اطّلاعات را دراین مورد به مراجع رسانده بودند عمداً اطّلاعات غلط داده بودند به دلیل اینکه از صادرات این ماهیان منافع عظیمی میبردند و میخواستند مصرف داخلی نداشته باشیم. و یا در مورد شطرنج که بازیگر این ورزش را برخی از مراجع در همین چند سال پیش ملحد میشناختند پس چرا رای آنها برگشت.  آیا بدین علت نبود که عدّه ای جاهل مقدس مئاب ذهنیت بدی در مورد شطرنج برای آیات عظام ساخته بودند. و از این موارد بسیار میتوان مثال آورد.

 اگر یادتان باشد در آن سالها که قرصهای ضد بارداری به ایران آمدند، آیات عظام و مراجع تقلید استعمال آن را به هر طریق حرام دانستند، سالها گذشت و رای آنها به این نظر برگشت که اگر تاقبل از دمیده شدن روح به نطفه یا جنین استعمال شود اشکالی ندارد ( در این مدّت چه تعداد از جمعیت به خاطر این رای بدبخت شدند، خدا میداند. خانواده های از 12 تا بیست نفری زیادی در آن زمان در کشور داشتیم) بعد مسئله سقط جنین با عمل جراحی پیش آمد، باز مراجع گفتند حرام است و قتل نفس محسوب میشود بعد از مدتی دوباره آراء برگشت به این ترتیب که اگر پزشک تشخیص دهد، حلال است. به این جمله دقّت کنید "اگر پزشک تشخیص دهد" چرا؟ به خاطر اینکه اطّلاعات پزشک در این خصوص خیلی بیشتر از یک مرجع تقلید است. خوب آیا نمیتوان این را تعمیم داد، در مورد تجارتهای جدید چطور؟ آیا در این موارد نیز اطّلاعات مراجع به همان اندازۀ سقط جنین نیست؟ وقتی بسیاری از تحصیلکرده های ما هنوز نت ورک مارکتینگ را نمیشناسند و هر کدام تعریف خاصّ خود را از آن دارند پس چه انتظاری از مراجع دارید؟ اگر تصمیم یکی از مراجع ده سال بعد برگشت، تاوان این زیان سنگین را چه کسی خواهد داد؟ تاوان این همه استعدادهای به باد رفته را چه کسی خواهد داد؟

امام صادق (ع) میفرماید : " دو دسته کمر مرا شکستند، اوّل عالمان بی عمل و دوّم جاهلان مقدس مئاب" 

6. اصلاً آیا لزومی دارد که در موردی که خود انسان اشراف و اطّلاعات بیشتری درباره مسئله ای دارد، از شخصی که مراتب اطلاعات کمتری دارد نظر بخواهد. مثلا تا به حال دیده اید که کسی به خاطر افتتاح مشاور املاک از مراجع استفتاء بخواهد تا این بندگان خدا هم به زحمت افتاده و از منابع درست و غلط در این رابطه اطّلاعات کسب کنند و در آخر هم به خاطر وظیفه حکمی دهند که خود باید روزی جوابگوی آن باشند. قرآن کریم در آیات 187 الی 202 سورۀ بقره به شرایط قراردادها اشاره کرده که باید نوشته شود و امضاء و گواهی طرفین مبنی بر اجرای مفاد قرارداد باید ثبت شود یعنی رضای طرفین که در لاتین به آن Agreement میگویند و قراردادهای QI تمام شرایط فوق را دارد. آیا شما از قران بالاترید؟ اَئمۀ معصومین (ع) به کرّات فرموده اند که اگر حرف یا سخنی از ما شنیدید که مخالف قران بود آن را به در و دیوار بکوبید و باطلش کنید، این دربارۀ سخنان ائمۀ معصومین(ع) است که معصوم هستند و اشتباه و خطا ندارند چه رسد به استفتائات و فتاوای مراجع که نه منابع درستی برای تحقیق دارند و نه انسانهای صادقی وجود داشته اند که حقیقت این تجارت را برای آنها بازگو کنند. این را نیز دقیقاً میدانم تمام اطلاعات مراجع راجع به QI را گروهی افراد مغرض، نادان و مرتجع که به خاطر منافع خودشان حاضرند هر کاری بکنند را در اختیار آنها گذاشته اند. در مراجعه ای که خود من به یکی از این مراجع داشتم متوجه شدم آنها راجع به کار دیگری صحبت میکنند و من راجع به کار دیگری، در واقع کاری که ایشان در مورد QI توضیح داده و حکم داده بود به نظر من هم و به نظر هر کودکی حرام است. چه میتوانستم بگویم، او که مرجع تقلید خود من نیز بود و تا اندازه ای او را قبول داشتم که هر چه میگفت انجام میدادم، با حیرت میدیدم که هیچ چیزی در مورد تجارتی که من انجام میدهم ندارد که هیچ، بلکه بسیار هم بد متوجه شده یا حداقل اینطور برای او تشریح کرده اند. جالب است که هیچ کس دلیل منطقی برای حکمی که داده ندارد.

مثلا میگویند: درست است که آشامیدن مشروب حرام است، ولی تولید و فروش آن در صورتی که به کشور مسلمان نفع برساند حلال است همچنانکه در حال حاضر این مشروبات در کشور تولید و صادر میشود، بگذریم که قسمتی از تولیدات در بازار خودمان به فروش میرسد. سئوال اینست: آیا فروش یا تولید هر چیزی اگر به کشور مسلمانی نفع برساند حلال است؟ اگر این طور باشد وااسفا که فروش بعضی چیزها علارغم سود مالی برایمان بسیار گران تمام خواهد شد؟ میدانید که چه میخواهم بگویم، قبلا گفته ام و مثل اینکه احساسات خیلی ها را جریحه دار کرده ام.

یا گفته میشود که خرید و فروش آنچه به جامعه ضرر بزند، حرام است. سئوال اینست پس چرا تجارت پر سود مواد مخدر حرام نیست؟ چرا؟

 گفته میشود فعالیت QI به جامعه ضرر میزند امّا نگفته اند و ما هم متوجه نشدیم از کدام بخش از جامعه صحبت میکنند. اقلیتی که بیشترین سهم از منابع این کشور را دارند؟ یا اکثریتی که سهمی از منابع این کشور را ندارند؟ جواب این سئوال را خودتان بگوئید.

 یادتان هست در اوّل انقلاب تبلیغات تلویزیونی ممنوع، تبلیغات محصولات خارجی خیانت به کشور و از قول خیلی ها حرام و استفاده از خانمها در تبلیغات حرام در حرام در حرام بود؟ حالا چه شده تبلیغات تلویزیونی نفس مردم را بریده است و روزنامه های تمام رنگی همشهری و جام جم و...و صدا و سیما در تبلیغات اجناس خارجی گوی سبقت را از هم دیگر ربوده اند و در اکثر تبلیغات سبک و جلفشان از خانمها استفاده میکنند.

چطور ممکن است تجارت QI که بر پایۀ روابط درست انسانی پایه ریزی شده است و عادلانه ترین روش تقسیم سود را دارد و کسی نمیتواند منکر تحول شخصیتی و اخلاقی افراد در این تجارت باشد ایراد شرعی داشته باشد. در کدام تجارت سراغ دارید که افراد اینهمه از یکدیگر حمایت کنند؟

آیا واردات اتومبیل که چند برابر قیمت تمام شده در کشور فروخته میشود شرعی است؟ آیا قانون اجاره به شرط تملیک(لیزینگ) در کشور ما با هیچ کجای دنیا سازگاری دارد که یک اتومبیل مدل 15 سال پیش جهانی با چند برابر قیمت برای یک نفر تمام شود؟ آیا فروش تولیدات داخلی خودروسازان به چندین برابر قیمت تمام شده حرام نیست؟ ماکسیمای تولید ایران در نمایشگاه دبی به 9000 دلار قیمت گذاری میشود و به مشتری ایرانی 33 میلیون فروخته میشود. چرا؟ حتما جواب میدهید به خاطر حمایت از تولیدات داخلی. بله، ولی در هیچ کجای دنیا این همه اختلاف وجود ندارد.

آیا شرکت مردم در قرعه کشی بانکها به قصد برنده شدن، قمار و لاتاری نیست. اگر نیست پس در فقه اسلامی چه نوع تجارت یا فعالیتی است؟ شرکت در لاتاریی که احتمال برنده شدن هر شخص در آن نزدیک به صفر است.

چه نامی روی سودهای نجومی که بانکهای به اصطلاح اسلامی از مردم به خاطر پرداخت وام میگیرند میتوان گذاشت؟ آیا این همان ربا نیست که در غالب بانکداری اسلامی رنگ و لعابش داده اید. مگر خداوند در قران نگفته است که به هر که قرض میدهید همان مقدار باز پس گیرید و نه بیشتر و اگر نداشت مهلتی دهید تا قرض شما را ادا کند.

آیا تجارتی سراغ دارید که شخص خود را متعهد بداند تا همه اعضاء در آن تجارت سود کنند؟ آیا در هیچ تجارتی حمایت و کمک تا به این حد وجود دارد؟ آیا در تجارت سنّتی فکری بجز چاپیدن مردم و سر کیسه کردن آنها وجود دارد؟

"اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید" بهتر نیست شما هم مثل لوئی شانزدهم بگوئید "قانون یعنی من" ، یعنی هر چیزی که به نفع شماست حلال و قانونی و شرعی و ... و هر چیزی به نفع شما نباشد حرام و غیرقانونی و غیر انسانی و غیراخلاقی و غیر...است. بله شما همان غارنشینان عصر جدید هستید که حاضر نیستید از دخمه های ذهنی تارعنکبوت بسته خود بیرون بیاید و جسارت نگاه کردن به روشنایی را ندارید. حکایت شما همان حکایت آن مرد و پیاز اَکّۀ آن شیخ است که میگفت : در حدیث آمده است "هر کس یک مَن از این پیاز را بخرد یک وجب از خاک بهشت را خرید است و ...." ادامه دارد.

منبع : انتخاب آزاد

ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در جمعه 10 خرداد1387

لينك مطلب

این دستگاه به خاطر پیشرفت تکنولوژی در خود کشور انگلستان استفاده نمی شود ولی برای فروش به کشورهای توسعه نیافته تولید و فروخته میشود.

یوسف از لندن

ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در پنجشنبه 2 اسفند1386

لينك مطلب

سیستمی نوین در تسهیل مکالمات بین المللی و ایجاد شبکه های رایانه ای

  • خط ثابت شخصی با کد انگلیس و کانادا بدون محدودیت مکان
  •  
  • امکان مکالمه رایگان بصورت مادام العمر با هر کجای دنیا
  •  
  • امکان تماس رایگان تا 100 دقیقه در ماه به مدت 2سال
  •  
  • دسترسی امن و اسان به اینترنت بدون تهدیدات و مخاترات این شبکه جهانی (دیواره اتش)
  •  
  • شبکه سازی آسان و ایجاد بستری مناسب جهت بازی های(on - line) و به اشتراک گذاری فایل ها و دیگر منابع در آپارتمانها و منازل مسکونی
  •  
  • توانایی اتصال چندین رایانه از طریق کابل ( LAN ) بدون نیاز به دیگر ابزارهای شبکه سازی
  •  
  • قابلییت اتصال چندین رایانه به شبکه در فضای بی سیم ( WIRELESS ) تا 50 رایانه
  •  
  • تا 95% کاهش قیمت برای تماس های بین المللی
  •  
  • CALL BACK SERVICES WITH LOCAL ACCESS OR SMS TRIGGERING
  •  
  • CARRER CLAASS LONG DISTANCES FOR BUSSINESS
  •  
  • 6-WAY CONFRENCING
  •  

    برای تهیه سی دی آموزشی با شماره ۰۹۳۵۵۱۰۴۸۲۷(عباس زاده)تماس بگیرید

     

     
ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در چهارشنبه 23 آبان1386

لينك مطلب

                                                                

                                           

 

                                          IN                     VOICE        

                              

                           

                                              

 

 

شرکتCISCO

در سال1984دردانشگاه Stanford دو نفر مشغول ساخت دستگاهی شدند که بتوانند توسط

 ان از یک دانشکده, به دانشکده دیگر ایمیل بزنند که بعد ها ان دستگاه Bridge نامیده شد .

 بعد ها این پروزه گسترش داده شد و شرکت Cisco متولد شد Cisco مخفف

sanfrancisco است و آرم Cisco پل golden gate می باشد.درحال حاضر شرکت

 Cisco بزرگترین شرکت تولید کننده تکنولوزی و محصولات telecommunication

دنیاست و حدود 90% بازار دنیا ودولتها رو دارد. همچنین Cisco بزرگترین تولید کننده

 تکنولوزی networke -(شبکه) در دنیاست وچندی قبل شرکت linksys رو خرید. linksys

 تولید کننده محصولاتrouter ,Wireless وmodem soho Broadband(Small Office, Home office) برای حجم استفاده شخسی و بیزینسهای کوچک میباشد

 

  توضیحVOIP

همان طوری که میدانیم ,دیگه موقعیت جغرافیاییدر اینتر نت مطرح نیست .در واقع voip

برای ارسال packet-بسته-هایvoice (صدا) بر روی شبکه data ساخته شد. با این

 تکنولوزی میشود یک تونل ایجاد کرد و صدای شخصی را از کشوری مثل ایران به کشو

ر دیگه ای مثل uk - که هزینه مکالمات بین المللی کمی داره - رسوند و از انجا یک ارتباط

 به شبکه عادی تلفن pots (plain old telephone system ) برقرار کرد و با استفاده از

 شبکه تلفن ان کشور , تماس بین المللی را برقرار کرد یعنی voip این امکان را به شما میده

 که با وجود این که در ایران هستید اما از طریق اینترنت همیشه با هزینه مکالمات uk با

همه جای دنیا تلفن بزنید.

 

 TELECOM

 

شرکت معتبر telecom انگلیس توانسته گام موثری درجحت رشد تکنولوزی بردارد.

 مشتریان این شرکت اپراتورهای بین المللی اپراتورهای موبایلISPها اپراتورهای

Swichless وسازمانهای خصوصی می باشد.خدمات این شرکت شامل :تامین شبکه های چند

کاره و(Multi Service ) انتقالات نوری و.... می باشد.

 

 

                                            IN-VOICE                                    

 

in-voice یا دستگاه MIGs یکی از محصولات شرکت telecom می باشد که به کمک ان

 میتوانید تماسهای تلفنی ارزان برقرار کنید. به این صورت که بعد از نصب و راه اندازی

دستگاه به کمگ تکنولوزی اینترنت شما کلیه تما سهای تلفنی را از طریق لندن برقرار می

 کنید که البته نرخ مکا لما ت بین لمللی با لندن بسیار ارزان است. بعد از خرید MIGs به

 شما یک شماره تلفن مستقل که متعلق به لندن است و با 0044 شروع می شود داده می شود

 که ان را در صفحه اختصا صی خود در سایت in-voice تحت عنوان MIGs VO-IP#

مشاهده کنند.

 

آدرس :Http://www.in-voice.com

 

نکته قابل توجه این است که علاوه برقابلیتهای فوق یک مودم ADSL است که دارای

قابلییت شبکه Wireless و همزمان تا 250 کامپیوتر را به صورت Wireless سرویس دهی

کند.

این دستگاه در دو مدل Standard و Premium عرضه می شود که قیمت خرید هر دو یکی

است (در حدود600$)اما هزینه مکالمات مدل premium به دلیل کیفیت بالاتر گرانتر است

 و خود شرکت مدل premium رابرای شرکتها پیشنهاد میکند.

نحوه ی دسترسی به سایت :

 Http://invoice.blogfa.com

 

www.in-voice.com

دوستان شما میتوانند با شماره MIGs شما با شما تماس بگیرند و وقتی کسی با شما تماس

 بکیرد برای شما هزینه ای ندارد ودوست شما هم هزینه کمتری را پرداخت میکند.

بهترین مزیت این دستگاه این است که اگر 2 نفردردو کشور مختلف , MIGs داشته

 باشند ,میتوانند همیشه و تا اخر عمر با هم به صورت کاملا مجانی وبدون هیچ هزینه ای

تلفنی صحبت کنند .

نکته قابل توجه این است که شما میتوانید همیشه MIGs را همراه خود به محل کار یا

مسافرت ببرید ودر هر کجای دنیا که باشید کافی استMIGs را به اینترنت متصل کنید و از

تلفن ان با هزینه ارزان استفاده کنید .

 

                                                                    Callback                                                     

 

سرویس دیگری که همراه MIGs ارائه میشود

,سرویسCallbackاست0اگر درمنزل نباشید یاجایی باشید که MIGs همراهتان نباشد

نیزمیتوانیدازخدمات تماس ارزان قیمت استفاده کنید0روش کار به این صورت است که شما

 شما ره مبداء-میشوید شماره تلفن جائ که خودتان هستید- و مقصدرابه یکی از3طریق زیر

 به یک اپراتور مکانیزه منتقل میکنید واپراتوربا هر2شماره تماس گرفته وتماس تلفنی بین

 شما ومقصد شما را فراهم میکند.هنگام استفاده ازاین سرویس هزینه هرمکالمه تقریبا

 دوبرابرمیشود زیرا مثلا اگرشما در چین باشید ودوستتان در دبی باشد,هزینه شما شامل

 هزینه تلفن لندن به چین به علاوه لندن به دبی میباشد که اغلب ازهزینه چین به دبی

 کمترخواهدبود.اگرتلفن مقصد شما,شماره یک MIGs متلق به دوستتان باشد,فقط هزینه لندن

 تا چین (شما)راخواهیدپرداخت- هزینه تماس بعضی ازکشورها به لندن,گرانتر ازلندن به ان

 کشورها است. بنابراین به جای اینکه مستقیما به MIGs دوستتان تلفن کنید یعنی هزینه

 تماس محل خودتان تا لندن را پرداخت کنید,میتوانید از طریق این سرویس هزینه لندن تا

محل خودتان را پرداخت کنید.

نحوه استفاده ازسرویس Callbak

به صورت کلی برای استفاده از این سرویس ,یک عضو یک شماره trigger منحصر به

 خودش در انگلیس را داراست ,چیزی که اولین بار شما با ان تماس می گیرید وبعد اون با

شما تماس برقرار میکند .

وقتی که صدای زنگ را شنیدید به راحتی تماس را قطع میکنید ومنتظر callback میمانید به

 شماره ای که در سایت وارد کرده (شمارهcallback.)

سپس switch با کاربر تماس میگیره به شماره ای که ارائه شده و به واسته سیستم IVR اون

 رو طبق روشی متصل میکنه به شماره ای که می خواد با ان تماس بگیره.

بهزبان ساده یعنی شما به شماره Callback زنگ میزنید و بعد از شنیدن صدای زنگ ,تلفن

 را قطع میکنید اگر شماره تلفن شما در صفحه شخصی خودتان , به عنوان تلفن مبدا تعریف

 شده باشد - بلا فاصله با شما تماس گرفته میشود و شما میتوانید شماره تلفن مقصد را وارد

کنید و منتظر ایجاد ارتباط با مقصد شوید .

روش دیگر برای استفاده از callback به کمک فرستادن sms است به این صورت که

 pincode را همراه با شماره مبدا و مقصد به شماره sms callback با sms ارسال میکنیم

و منتظر برقراری تماس میشویم .

اگر شما در شماره گیری مقصد اشتباه کردید میتوانید به راحتی دگمهء مربع ( # ) را 2 بار

بزنید شما اجازه دارید شماره مقصد را مجددا شماره گیری کنید .

سیستم هوشمند مدخل متحرک یا MIGs درمدت 130 بعد از خرید انلاین شما بدستتان میرسد

 اشتراک in-voice همبه محض اینکه خریدتان صورت گرفت در همان لحضه انلاین

برایتان فعال میشود .

تفاوت بین سرویس فوق العاده وسرویس استاندارد

 

ما هردو سرویس استاندارد و فوق العاده را ارائه میکنیم . سرویس استاندارد با کیفیت بسیار

 بالا در بیشتر مراکز دنیا کار میکند . carrier های برقرار شده مسیر یابی میشوند ومرکز

 شبکه ما مسیرش را ثبت وبررسی میکند تا مطمئن بشود از سطح سرویسی که در حال ارائه

 به کاربر است .ما پی میبریم هر چند که ردیابی به بسیاری کشورها صورت میگیرد کدام

 مکانها سیستم تلفن به خوبی توسعه داده نشده و میتواند سطح کیفیت را مناقض کند .

در اصل این هیچ ارتباطی با in-voice ندارد بلکه مربوط میشود به شبکه تلفن منطقه و

 توانایی ان در حجم سرویس تلفن .اگر شما از درون افریقا یا امریکای لاتین و یا بخشهایی از

 اسیا شماره گیری میکنید , ما پیشنهاد میکنیم از سرویس فوق العاده استفاده کنید .این ردیف

 توسط بهترین carrier های ممکن مسیریابی میشود تا یک سرویس با کیفیت بسیار عالی و

تضمین شده را ارائه کنند. در حقیقت این یک استانداردی است که توسط همه شرکتهای

 اصلی تلفن ملی استفاده میشود. اکثر مشتریان ما از سرویس استاندارد ما بسیار راضی هستند

 در هر صورت اونها کسانی هستند که بهترین کیفیت را نیاز دارند.برای این مشتریان هم ما

 سرویس فوق العاده را داریم. لطفا دقت کنید که زمانی که شما برای in-voice ثبت نام

میکنید میتوانید هرزمانی که خواستید این سرویس را به نوع فوق العاده ارتقاء بدهید بدون

 هیچ هزینه ای و اگر زمانی باز هم خواستید به سرویس استاندارد بازگردید با هزینهء 10$

 این کار انجام میشود.

 

اطلاعات تکمیلی

 

شبکه تلفن شهری, در واقع اولین نوع شبکه های تلفنی بود که توسط الکساندر گراهامبل

 اختراع شد. که در ان زمان در امریکا به شبکه بل نیز معروف بود. این شبکه با شبکه های

 دیگر مخابراتی از نظر سرعت یا پهنای باند تفاوت کلی داشت . در واقع این شبکه برای

 ارسال اطلاعات data ساخته نشده بودند و استفاده اصلی انها برای انتقال صدا بود که با

 پهنای باند 33kbps صدا را به خوبی منتقل میکردند. تماس های تلفنی از کشوری به کشور

 دیگر توسط این شبکه ها به دلیل نیاز به تجهیزات و نیروی انسا نی زیاد , گران قیمت

میباشد. اما در بعضی از کشورها مانند usa یا uk به دلیل قدمت و کمکهای دولتی ,برقراری

 تماس های بین المللی ارزانتر است .

ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر عباس زاده اردبیل در چهارشنبه 15 آذر1385

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by invoice.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM